شروع ماه محرم و مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام
هلال، مُنـکـسر از داغ قـامـت خـم تو شفق، تصوّری از زخـمهـای مبهـم تو و ماه جلوهای از رأس توست بر سرِ نی و شب، حکایتی از گـیـسوان درهم تو هنوز از نفَست بوی زندگی جاریاست قسم به خون گلویت، در آخرین دم تو به میهمان خودت اشک شوق هدیه کنی خـوشا به این کرَم تو، به خـیرمقدم تو شبی به کنج حرم، خواب رفتم و دیدم تو باز کردهای آغوش و، من هم «اسلم» تو به رغـم مـدعـیـانی که منع گریه کنند نـشـسـتــهایـم سـر ســفـرۀ فـراهـم تــو مقام گوشهنـشینان خاک جز غم نیست سـلام لـذت شـیــریـن زنـدگـی غـم تو حسین! کعبه ششگوشۀ تو قبلۀ ماست زلال اشک مـحـبـان توست زمـزم تو شبانههای من از حس بوسه لبریز است به خاک هیئت تو، ریشههای پرچم تو بهار چیست همان رستخیز پرچمهاست رسـیـدهایم به این جـلـوه از مـحـرم تو گذشتم از همه نیـلهای شرک و نفـاق عـصای معـجـزهام بود اسم اعـظـم تو میان زخم تو «هل من معین» تو جوشید تو خواستی شده لبیکِ اشک، مرهم تو صدا صدای تو و، گوش گوش نامحرم و نیست گوش دل من هنوز مَحـرم تو |